صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
109
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
ماست از خداى تو بهتر باشد تو نيز در پرستش با ما همنوا باش . در اين هنگام خدا اين سوره را نازل فرمود : « قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ . لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ . وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ . وَ لا أَنا عابِدٌ ما عَبَدْتُّمْ . وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ . لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ . » [ بگو : اى بىباوران ! آن چه مىپرستيد ، نمىپرستم . و شما پرستندگان معبود من نيستيد . و من پرستندهء آن چه شما مىپرستيد ، نيستم . و شما هم پرستندگان معبود من نيستيد . آيين شما براى خودتان و دين من براى خودم . ] خداوند گفتگوى خندهآور آنان را با اين جواب قاطع جدايى افكن ، ريشهكن نمود و بر هم زد . اما دست برنداشتند و براى آزار رساندن به پيامبر و مسلمانان ، شيوهء ديگرى پيش گرفتند . ( 1 ) اذيّت و آزار رساندن مشركان براى بازداشتن پيامبر از دعوت مردم به سوى دين ، در آغاز سال چهارم بعثت ، شيوههاى پيشين را برگزيدند و هفتهها و ماهها به آن اكتفا كردند ؛ اما ناكام ماندند و ترفندشان مفيد واقع نگشت و بار ديگر دور هم گرد آمدند و هيأتى بيست و پنج نفره از سران قريش جلسهاى تشكيل دادند كه رئيس آنان ابو لهب بود . پس از انديشه و رايزنى ، اين هيأت ، قرار دادى قاطع ضد پيامبر و يارانش ، تصويب كردند مبنى بر آن كه توان خود را در جنگ با اسلام ، آزار رساندن به پيامبر و تعرض و شكنجه كردن يارانش ؛ به كار گيرند و از هر نوع كيفر و آزارى كوتاهى نورزند . « 1 » ( 2 ) همگى اين قرارداد را پذيرفتند و براى آزار رساندن به مسلمانان به ويژه مستضعفان تصميم جدى گرفتند . خصوصا اذيّت درماندگان ضعيف شده را سهل و ساده مىپنداشتند ؛ اما در برابر پيامبر كه شخصيّتى خردمند ، رادمرد ، با وقار و بىمانند و نزد همه كس بزرگوار و عزيز بود ، بسيار سنگين به نظر مىرسيد كه دشمن به سادگى او را بيازارد . و با شخصيت او جز از طريق اجلال و بزرگى مقابله نمىشود و آن سران ، خود جرأت ارتكاب رذالت و پستى ضد
--> ( 1 ) - رحمة للعالمين / 1 / 60 - 59 .